آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

بزرگترین استرس هم گذشت....

1392/3/21 16:33
نویسنده : شهرزاد
462 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب ساعت 10 رفتیم جواب MRI  رو گرفتیم

وای خدا

تا خود هفت حوض

اینگار روی آتیش نشسته بودم

با اینکه قبل از بیرون رفتن بخاطر کلفت پارتی سریع یه دوش گرفتم و رفتم

اما تا اونجا هی بدنم خیس عرق میشد

همش با خودم میگفتم اگه جوابش همونی بشه که محمدی گفته بود من چیکار کنم ؟به خودم میگفتم نکنه وسط مطب غش کنم به شهرام بگم بیاد تو ؟نگم؟اخه اون باشه میتونم بهش تکیه کنم

ترافیک زیادی نبود اما حجم ماشین ها جوری نبود که بشه با سرعت زیاد رفت

شهرام هی باهام حرف میزد

نمیفهمیدم چی میگه

یه جاهایی میشنیدم یه جاهایی نه

یه جاهایی دوست داشتم بهش بگم باهام حرف نزن

هی میگفت چته ؟چرا یه جوری هستی؟

دوست نداشتم کلا صدایی باشه

ضبط هم نذاشتم روشن کنه

تو همت که افتادیم

دیگه با سرعت میرفت جوری که من همش فکر میکردم حتما امشب تصادف میکنیم

رسیدیم مطب اشرفی حدود ساعت 11 بود

خدا خدا میکردم بسته نباشه

شانسمون اخرین مریض داخل بود

منشی مهربونش خانم فروتن که عاشقشم

تا منو دید گفت الان اگه به دکتر حرفی بزنه میکشتش

باهم خندیدیم و گفتم دارم از استرس میمیرم هیچی بهم نگو .

برد داخل

به شهرام گفته بودم شما و آنیتا بمونید داخل ماشین

من جوابشو بهتون زنگ میزنم میدم

دیدم دلش طاقت نیاورده

با آنیتا اومدن داخل

که فروتن گفت برو پیش دکتر جوابشو بگیر

پاهام میلرزید

دکتر که داشت به عکس ها با دقت و کنجکاوانه نگاه میکرد من داشتم سکته میکردم

وقتی صداش تو اتاق پیچید

عکسش چیزی نداره

خوبه

من یه آه کشیدم

و

گفتم

خدایا شکرت

تشکر کردم

اومدم بیرون

شهرام و نگاه کردم

خندیدم گفتم خوبه

نشستم روی صندلی

خوشحال شد

گفت بیا کشتی خودتو تا اینجا

شاید این بزرگترین استرس زندگیم بود

وقتی یه دکتر با قاطعیت بهت بگه بچه ات حتما مشکل داره تو MRI حتما مشخصه

یعنی میشه یه مادر و پدر اروم بمونن

واقعا نمیشه

راستی اینجا یه دروغ بزرگ شبنم دراومد

اینکه میگفت تو جوابش حتما مشکلی دیده میشه و نشد.

خدایا شکر

یه دغدغه بزرگ از زندگیم کم شد

از همه دوستانی که برای بخیر شدن این روز پر استرس دعا کردن

سپاسگزارم

دست همه شون رو میبوسم

میخوام یه عکس با خنده از خودم و آنیتا بزارم تلافی این همه روز پر از غم در بیاد

هر چند هنوز این روزها ادامه داره اما همینم که جوابش خوب بود یه روزنه امید خیلی خوب هست.

الهی شکرت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (18)

شیدا
21 خرداد 92 16:44
خدارو 100هزار مرتبه شکر
انشاالله همه چی درست میشه


مرسی عزیزم
بووووووووس
سولماز
21 خرداد 92 16:55
خدا یا شکرت
بقیه رو هم به خیر کن
خدایا دیگه هیچی نمی خوام فقط مصلحت هر چی هست زود اتفاق بیفته که دیگه تحمل ندارم
خدایا کمک کن
خدایا کمک کن


ای سولماز گفتی
حرف دلمو زدی
دارم دیونه میشم بخدا
نمیدونی چه حالی دارم .
نرگس
21 خرداد 92 17:00
سلام

یعنی این قلب من داشت تاپ تاپ میزد تا رسیدم به جواب دختر و بخونم.
البته از عنوان پست مشخص بود که خوبه اما من مردم تا خوندم!

خدا رو شکررررررررررررررررررررررررررررر

منتظر اون عکس هستمااااااااااااا


قربونت برم نرگس جان
الهی بگردم
هههههههههههههه
فدات چشم
مامان یاسمن و محمد پارسا
21 خرداد 92 17:58
خدا را شکر ایشالاه همیشه بیام اینجا خبرهای خوش بشنوم ارزو می کنم روز به روز حالت بهتر شه عزیزم عزیزم اگر دوستتون هستم لطفا رمز


عزیزم تو وبلاگت یه کامنت گذاشتم بخون
مامان تینا
21 خرداد 92 18:40
الحمدالله رب العالمین

چقدر منتظر بودم تو این وبلاگ یه خبر خوب نوشته بشه

پس روزهای خوشی و خوشحالی نزدیکه


خدارو شکر
اما حال آنیتا خیلی خوب نیست شامیتا جان
این فقط روزنه ای برای امید هست .
گل دخترتو ببوس
هانيه
21 خرداد 92 19:25
عزيزم خيلي خوشحالم كه جواب خوب بوده خدايا شكرت به روز هاي خوب فكر كن وانرژيه مثبت به دختره نازت بده ميدونم سخته ولي نااميد نشو عزيزم وقتي وبتو ميخونم كلي حرف مياد تو دلم ولي موقع نوشتن زبونم و دستم ياري نميكنه دوست دارم يه روز بيانو بيبنم نوشتي انيتاي عزيزم خوب شده خدايا به دل اين مادر به معصوميت اين فرشته كوچولو نظري كن اي خدا

ای بابا هانیه جان
آنیتا رو به روز داره آب میشه
منم فقط غصه خوردن رو یاد گرفتم
از همه چیز و همه کس زده شدیم بریدم
ولی چه کنیم
خیلی شرایط بدی داریم
دقیقا مثل برزخ
برامون دعا کن
مامان ملیکا کوچولو
21 خرداد 92 19:55
الهی فدای گل دخترم بشم.مامانی توکلت به خدا.دیدی جوابش خوب بود.این یعنی خدا باهاته.عکس خنده انیتامو بذار.بذار تا منم مست خنده شیزینش بشم و خوشحال شم. رمز هم بهم بده. دوسستتون دارم عزیزانم.


عزیزدلم رمز رو تو وبلاگ گذاشتم برات
مرسی دوستم
ولی آنیتا که نمیخنده؟!
عکس خنده خودمو با آنیتا رو میذارم.
گرچه خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است...
الهام مامان علیرضا
21 خرداد 92 22:23
وااااااااااااااااااااااای
هــــــــــــــــــــــــــــورا
خــــــــــــــــــــــــــدایا شکرت
نمی دونی چقدر خوشحال شدم
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس



قربونت برم الهام جون
از نوع نوشتنت متوجه شدم
مرسی دوستم
از دعای خیر شماست هرچه که هست.
هاله
22 خرداد 92 1:23
خداروشکر خداروشکر خداروشکر
واقعا خوشحال شدم
ایشالا که روز بروز بهتر شه دخملکمون


مرسی هاله گلم
مژگان (OJAN)
22 خرداد 92 1:47
عزیز دلم با تمام وحودم برای سلامتی آنیتای نازنین دعا میکنم و دنیا دنیا آرامش و شادی برای مادر صبوری چون تو آرزومیکنم ..میبوسم آنیتای عزیزمو ...عزیزم همیشه خبرای خوب بشنوی

خــــــــــــــــدارو هزاران بار شکر


به به ببین کی اینجاست؟
چطوری مژگان جون؟
گل دخترت چطوره؟
دوستای قدیم رو میبینم خاطراتم تازه میشه....هی....
نازنین
22 خرداد 92 8:06
خوش خبر باشی شهرزاد جان
خوش خبر باشی عزیزم
خدایا شکرت خدایا ممنونم
خدایا کم کم داریم خبرای خوش میشنویم
انشالا دیگه اینجوری میرین باهم بیرون به زودی
بهت تبریک میگم مادر صبور و نمونه
آنیتارو ببوس


خداروشکر واقعا نازنین جان
چون اگه میخواست اینجا هم مشکلی پیدا شه من دیونه میشدم
حداقل اینطوری میتونم امیدوار باشم
منيژه
22 خرداد 92 9:15
خدا رو شكر
خيالمون راحت شد. شهرزاد جان خيلي خوشحالم، عزيزم اميدوارم هر چه زودتر تشنج ها هم كنترل بشه و دوباره سرپا، شادي رو به خونتون برگردونه
شاد شاد باشيد


وای منیژه
انشالله
انشالله به زودی توام خبرای خوب بدی
امیدوارم خدا یه نیم نگاهی به این بچه های معصوم بکنه
مریم
22 خرداد 92 10:09
خدا رو شکر راضیم به رضای خدا


مرسی مریم جان
azar
22 خرداد 92 11:58
azizami cheh khabare khoobi khastegi roozo az tanam darovordi hamisheh khoosh khabar bashi maman e mehraboon o nemoneh vaghean keh behesht zir pay to hastesh azizam rastesh behesht ham ghabel to ro nadareh


قربونت برم آذر جان
من در مقابل کوهی چون شما چمن هم نیستم
بووووووووووس
ترنم
22 خرداد 92 12:12
وای شهرزادم نمیدونی چقدر از شنیدن خبر خوبت خوشحال شدم شاید این بهترین خبری بود که دوست داشتم بعد از امتحاناتم بشنوم خدایا هزار مرتبه شکر خدایا بزرگیتو شکر خدایا به حق عظمتت خنده رو برایه همیشه بر لبان این پدرو مادر و کوچولویه دلبندشون ماندگار و همیشگی کن آمین


قربونت برم ترنم جان مرسی
انشالله امتحاناتو به بهترین نحو بدی و دلت شاد ؛
مامان دینا جون
22 خرداد 92 21:37
خدایا شکرت.عزیزم نمیدونی چقدر از شنیدن این خبر خوشحال شدم.ایشالا همیشه با خبرای خوش بیای و دل مارو شاد کنی.


مرسی عزیزم
خدا انشالله تو این ماه عزیز حاجت دل همه شما دوستای گلم رو بده
سعیده
23 خرداد 92 12:52
هزار هزار بار شکر برای اینکه نتیجه خوب بوده.........به همین امید داشته باش عزیزم


اره عزیزم شکر
باز میتونم به همین دل خوش باشم
شاید روزی آنیتام خوبه شه
مامان مارال دون
1 تیر 92 9:29
مامانی من به وبلاگت اصلا نیومده بودم. سایت یکی از عزیزان لینک بودی از اونجا به وبتون رسیدم.

مادری هر چقدر شیرینه چندین برابرش پر از استرس و ترس هستش .

حتی توی شیرینت ترین و سالمترین لحظات.

ولی همیشه خدا با ماست .



خانومم من یکی از آشناهمون توی تبریز دخترش که مشکل تشنج رو داره تهران پیش دکتر غفرانیان بردنش ازشم راضی هستن.

اگه تونستین می خوای یه سر پیش اونم برین.

انشاءالله که هر چه زودتر این روزا به خوبی تموم بشن ببمونن تو گذشته.[hr



سلام عزیزم

مرسی

منم بعد از سپری کردن چند مرحله آزمایش برای آنیتا حتما پیشش میبرم

مرسی که گفتی